باز نیز تو را سپاس!

خدایا!

فقط تو مهمی و بس.

و هیچ اهمیتی ندارد؛ اگر گاهی بعضی در مورد بندگان تو داور می­شوند. بدون آنکه بدانند توپ برای چه کسی می­تواند باشد؟ و گاهی توپ زندگی آدم ها را در دستان مغزشان نگه می­دارند و حتی اگر بتوانند این توپ زندگی را با چاقویی تیز مثل زبان تکه تکه می­کنند و بعد هم طلب کارانه آن را مطالبه می­کنند!

خدایا!

تمام آدم­هایی که صدسال پیش می­زیسته­اند دیگر روی خاک نیستند. آدم­هایی که شاید می­گفتند میز من، صندلی من، جایگاه من، مال من، خانه­ی من و هزار من و من دیگر، هم اکنون به یقین، به درک آن رسیده­اند که هیچ کدام از این­ها در رسیدنشان به تو مددی نکرده است جز آنچه که درون قلب خود برای کمک به بندگانت و ارتقاء روح خودشان پرورش داده بودند. کاش ما را نیز مدد فرمایی تا قبل از رسیدن به آن آدم ها به فکر هم اکنون آن­ها برسیم.

خدایا!

گاه اینگونه می­اندیشم که تو را باید به خاطر چیزهایی شکر نمود که از فضل و کرمت عطا ننموده­ای. مانند آنکه منت نهاده­ای و قدرت نداده­ای تا دل خویش آرام بگیرد با راندن ستمی بر کسی.

خدایا باز نیز تو را سپاس.


 

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاشق خدا

خدایا سپاس بخاطر داده هایت که سراسر نعمت است؛ و سپاس به خاطر نداده هایت که سراسر حکمت است. اگر گاهی نعمتت را شکر نگفتم و حکمتت را تاب نیاوردم، ببخش... مرا یاری کن تا تو را بیشتر بشناسم؛ زیرا در سایه ی شناخت توست که آدمی، خیر و صلاح خود را بهتر می شناسد. من نادانم... و گرنه بزرگترین نعمتی که به من داده ای این است که اجازه داده ای بنده ات باشم...

ع.ک

ای سبدهاتان پرخواب سیب آورده ام سیب سرخ خورشید سهراب سپهری(1307-1359) کاشان

گم شده

سیب سرخ وجودت همیشه درخشان باشد، الهی... وبلاگت با قالب جدید خیلی قشنگ شده

ساعی

سلام؛ محتوای زیبا قالب زیبا می خواهد. شوق آدم را برای خواندن بیشتر می کند و ذوق شما را برای نوشتن نیز. برقرار باشید...

گم شده

خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . ... وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند

شرمسار از لطف خدا

بعد چند روز تازه به صرافت افتادم... تلنگری بود عوض شدن قالب وبلاگتان... و چه درس بزرگی در این یک تلنگر نهفته بود... همیشه پوسته ها، در چشم می مانند و محتواها در دل... پوسته ها در گذر زمان عوض می شوند ولی... ولی محتواها هرگز تغییر نمی کنند... ایکاش محتواهایمان خوب باشد... مثل محتوای وبلاگ شما... خدا... کلّ من علیها فان... و یبقی وجه ربّک ذوالجلال و الاکرام... فبأی آلاء ربّکما تکذّان... ایکاش اسیر پوسته های دنیا نشویم... ای کاش...

ساعی

آپ نمی کنید؟ [منتظر][خمیازه]

حسرت جمعه ها

دیشب دوباره دیده به اشک تو نم گرفت از فرش تا صـــدای توســل که دم گرفت در جام جــــم، کــــران دلــــم را نگاه کن از جمکـــران گذشت، وَ عطر حرم گرفت

گم شده

تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن بنگر در این فاصله چه کردی گرما بخشیدی یا سوزاندی...؟!

گم شده

خداون در قرآن کریم می فرمایند: ثلّة من الاولین و قلیل من الاخرین خدایا ما را چنان هدایت فرما تا در مسیر درست گام برداریم و یکی از آخرین باشیم امیدوارم که این گونه باشد