کد تغییر شکل موس



سیب سرخ
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

آشپزی کردن خوب است. آشپزی آدم را با مزه‌های خوشمزه آشتی می‌دهد. البته اگر آشپزی خوب باشید یا اگر کسی برایتان خوشمزه غذا درست کند.

آدم‌ها را هر گونه که عادتشان بدهی عادت می‌کنند و تغییر دادنشان از وضعیتی که به آن خو گرفته‌اند کار آسانی نیست.

اگر از بچه‌گی و جوانی غذاهای خوشمزه را به بدنشان عادت دادند به آن خو می‌گیرند و اگر آشپزی داشتند که غذاهایی با طعم‌های نه چندان خوب به خوردشان داد شاید اگر روزی طعمی را چشیدند که بی‌نهایت خوش بود شاید دیگر نتوانند آن را تحمل کنند. و خوشی آن مزه بزند زیر دلشان و باز هم دنبال همان مزه‌های ناخوشایند باشند.

همان طور که آشپز به شما غذای بدنتان را می‌رساند. شما هم همه‌تان؛ تک به تک؛ آشپز هستید. آشپز چیزی مهم‌تر از جسمتان؛‌روحتان. اگر نخود و لوبیای غذای روحتان راستی و درستی کمک خیر، دعا در حق دیگران و کمک به آدم‌ها باشد. شما آشپزی‌تان برای روحتان خوب است و شایسته دریافت لوح تقدیر از خداوند و همه موجودات هستید که توانسته‌اید بوهای خوش غذاهایٍ روحتان را در فضا پخش کنید تا همه از آن لذت ببرند.

اگر هم روح بیچاره‌تان را عادت داده‌اید که نخود و لوبیایی مثل دروغ و تهمت و بد‌اخلاقی را در حلقش بریزید به همراه فلفل تند آتش، مطمئن باشید اگر از اول این گونه بارش آورده‌اید تا حالا حتماً جانِ روحتان را به لبش رسانده‌اید. اگر از حالا فکری به حالش نکنید کم کم ممکن است انقدر به این وضعیت عادت کند که یادش برود مزه های خوبی هم در دنیات می‌توانند وجود داشته باشند. باور کنید سخت نیست می‌شود سرآشپز خوبی برای روح شد. تصور کنید اگر همه آدم‌های دنیا مواد اولیه غذا برای روحشان غیبت و دو به هم زنی، خیانت، و دزدی و رباخواری باشد بویی که در همه جهان پخش می‌شود چه بویی خواهد بود. دقیق فکر کنید بوی خیلی خیلی بد. البته با یک همت می‌توان دست به کار شد و غذاهای بد مزه و بی‌مزه مثل مسخره کردن این و آن را از دلتان بیرون بریزید و از دل شخص مقابل هم درآورید به جایش کلی شکلات‌های خوشمزه در دل طرف بکارید تا روح آن شخص را هم از مزه تلخی درآورید.

فقط یک کوچولو مواظبت کافی است تا کارهای خوب غذاهایی شوند بی مثل و مانند برای روانتان.

یک کم هم هواس جمعی می‌خواهد تا کارهای خوب یعنی طعم‌های خوب به خاطر بدی‌ها یعنی طعم‌های بد،‌ ته نگیرند و نسوزند.

حتماً دیده‌اید که آدم‌هایی که تغدیه مناسبی ندارند و هله هوله می‌خوردن مریض می‌‌شوند خوب روح هم همین طور است مگر روح بیچاره دل ندارد. مگر احساس ندارد خوب ان هم ممکناست مریض باشد که بیماری‌ اش را اگر جدی نگیریذ ممکن است کارتان به جاهای باریک بکشد خدای نکرده روحتان را به کشتن بدهید.

البته خیلی بعید است شما این چنین باشید که بگویید بی‌خیال هرچی خیر وخوبی است. اما اگر خدای نکرده، روزی دیدید کسی به این نتیجه رسیده و اصلاً اصلاً دیگر هیچ مزه خوبی برایش اهمیتی ندارد و مدام تلخی و زهر را به خورد روح و روان بیچاره‌اش می‌دهد و دارد روحش را می‌کشد و یا شاید تا حالا دیگر جانی برایش باقی نگذاشته به او بگویید: دست‌پختتتان افتضاح است و البته آتش گوارای وجودتان؛ ‌آشی است که خودتان با دست خودتان پخته‌اید!

[ شنبه ۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مریم نیکوحرفیان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب