کد تغییر شکل موس



سیب سرخ
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

خدایا!

اندکی است که فکر می کنم مبادا بر من چشم بسته ای. من همانی هستم که تو مرا پرسیدی و من نیز تو را پرستیدم؛ آری. هنوز هم پروردگاری.

باشد... باشد.... تسلیم... اما چه کنم اشتباه از اولش که مرئی نیست بعد کم کم ظاهر می شود  و بلند بلند قه قهه می زند و بعد مثل آدمک های تازه به هوش آمده نمی دانی کجا بوده ای فقط می فهمی اندکی شاید بیشتر گم شده ای.

نقطه نقطه های جهان را که نگاه می کنم رد پای تو هست. رد پای تو حتی درون صدای جیر جیرک ها فریاد می زند. رد صدای تو حتی میان باد، میان ابرها برای همه هستی آغوش باز کرده است.برای همین وقتی بنده هایت میان دروغ گم می شوند آسوده تو را می یابند. این ها برای من نیز هست می دانم می دانم.

خدایا!

راه های نرفته ای هست که اجازه عبورش با تو است. و اگر تو اشارت نمایی راه ها گشوده خواهد بود. و جمعی مشتاق برای استقبال آماده.

و راه های رفته ای هست که اگر بخواهی از آن ها باز گردی نگاه تو را می طلبد. نگاهی که مهر تو دست یاری داشته باشد.

 و نیز جان اندکی نیروی قلب طلب می‌کند تا گاه زبان را روشنا بخشد برای سخن گفتن.

خدایا!

 این چشم­ها را یاری فرما که رد پای تو را که تنها راهنما است را گم نکند. و یاری فرما که اگر پا رفت در راه های به اشتباه رفته دست ها از درگاه تو پایین نیاد. که اگر دست ها ممارست کنند، به یقین وقتی درست بنگری دوباره نگاه ها درست برگشته است به سر خط جاده.

[ یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مریم نیکوحرفیان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب