کد تغییر شکل موس



سیب سرخ
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

یک شب مرا خورد گرگ گرسنه غصه

بر باد رفت گلبرگ‌های گل سرخ من

نبود دیگر جای پاهای اطلسی درکوچه باغبان

کرم شبتاب روشن نکرد چراغش را در برزن برگ‌ها

و من

آن شب

همان شب

غروب کردم.

[ شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ مریم نیکوحرفیان ]

حرف­هایی که متولد می­شوند. همه یک مدل و یک شکل نیستند.  بعضی هایشان سکوتند و آرام یکجا نشسته­­­­­­­­اند و وقتی موقعش شد کیفشان را روی دوششان می­اندازند و راه می­افتند تا داخل گوش کسی بروند. بعد هم همان­جا می­مانند و هیچ وقت بیرون نمی­آیند چون حرف شنو و مؤدب هستند.

قدیم­ترها که درخت سیب بود حرف­های قشنگ زیر درخت سیب چشم­هایشان به کاهو و سکنجبین می­افتاد و خانم­های همسایه­ای که از آشپزی­های خوشمزه­یشان در هاون و مطبخ و هزار جور حرف خانمانه دیگر می­گفتند. دخترهایی که  حوصله­ی سر رفته­شان را با هم با همین حرف­های صمیمی تقسیم می­کردند. و حرف­های دخترانه­ایشان از دلتنگی­هایشان گرفته تا دامن پرچین، مثل گونه­های سیب­های سرخ، گل می­انداخت. اما حالا گاهی حرف­ها شبیه آب­جوش سماور مادربزرگند. قل قل کنان می­جوشند و روی دل نازک این و آن می­ریزند. و جایشان هیچ وقت خوب نمی­شود. مواظب باشید! این  قل قل­های حرف­های جوش درست کنارمان توی پاتوق ایرادگیری و اشکال از مد ثانیه­ای لباس وهزار جور حرف­جوش دیگر، همین گوشه­ها قایم شده­اند که درست مثل ماری که همه از چند کیلوتریشان جیغ زنان فرار می­کنند نیش و کنایه بزنند.

دلم می­خواست توی ایوان مادربزرگ می­نشستم و از قل قل سماورش و نگاه­های مادرانه­اش یک دل سرد را گرم می­کردم و یک سبد سیب سرخ­ حرف­های قشنگ را از دل ش می­چیدم.//

[ دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مریم نیکوحرفیان ]

نشسته­ام ودارم فکر می­کنم به تو.

صدای تلویزیون بلند است.آقایی توی یک مصاحبه می­گوید توی زندگی اش قفلی دارد که کلیدش فقط به دست خدا باز می شود.گوش هایم را تیز می کنم .می­گوید که می خواهد که تو ظهور کنی.و ندیدن تو را تعبیر می­کند به قفل.

شاید.اما چرا کلیدش را به دست خدا داده؟ نمی­دانم! خودم با خودم فکر می­کنم خودم می گویم و خودم جواب می دهم.

- خدا که قفل نکرده تا کلیدش دست او باشد هرچند که کلید هر کاری را دارد. اما خدا که چیزی از رحمتش را به روی کسی قفل نمی کند.

خود ما کلید شدیم تا قفلش کنیم بد شدیم بدیمان زنجیر شد.

حالا هم اگر می خواستیم باشد به هم دست می­دادیم. دست هامان را کلید می­کردیم. خوب می­شدیم تا بتوانیم دوباره ببینیمش.

- نه!!

- چرا. ما از یک عدد بزرگ روی یک دایره خاکی نتوانستیم به اندازه یک عدد سه رقمی باشیم. خودت را نگاه کن به اندازه یکی از صفر های آن عدد میلیاردی هم نیستی.

 - پس دل چی؟؟

- دل؟؟ آخر دلی که نمی­تواند دل باشد و همه­ی اعضا را به دنبال خودش بکشاند و مثل پاکن بدیهای خودش را تمیز کند که دیگر نمی­تواند دنیا را درمان باشد.

- ولی گاهی واقعا دلم می خواهد می توانستیم ببینیمش؟

- ولی تا به حال فکر کرده ای که چرا می خواهیم بیاید؟

- چون بچه ها را دارند می­کشند. چون ظلم پیچک وحشی دنیا است. چون مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها را از خانه می اندازند بیرون. چون دنیا کرکره مغازه اش را داده بالا و دارد بدی خیر می کند. چون خسته شدم از بس جیب خالی آدم ها را دیدم چون دستم کوتاه است از این که بتوانم آسمان را با همه قسمت کنم. چون دیشب دیدم که ...

- بس است سرم رفت از بس گفتی و گفتی .. این ها که آرزوهای بیشتر ما است. اما چرا خودمان یک نصفه قدم کوچک برای این همه آرزو برنمی داریم .

این خودخواهی است که آدم عزیز خدا را بخواهد تا آرزوهایش را برطرف کند ولی خودش برای ­رضای خدا و عزیزترین خدا هیچ کاری نکند. خیلی جالب است بعد دلش بخواهد که امام بیاید دنیا را بهشت کند. ادعا کند که واقعا دلش چنین چیزی را می­­خواهد. یعنی اگر آمد و همه­ی خوبی ها ی دنیا را با خودش آورد . کرکره مغازه تمام خوبی ها را بالا برد آن وقت دیگر کارش نداریم! برود!

- نه باز هم بماند باشد.آخر دوستش داریم.

- دوستش داریم اما برای چه دوستش داریم. برای این که بیاید و آرزوهای کوتاه و بلندمان  را برآورده­کند. اگر خواستیم بیاید. بنشیند کنارمان. ببینیمش فقط برای خود امام. برای این که خدا راضی شود و خومان را خوب کردیم تا بیاید. نه آن بد شویم و بد کنیم برای این که بیاید و درستمان کند. آن وقتی که وجودمان را آجر به آجر از مهربانی و خوبی بالا می بریم. می بینیم که آن وقت مزه انتظار یعنی چه. ثانیه... نه ، آن به آن منتظریم و وجود اما م را حس می کنیم که دارد می آید.

گوش کن صدای قدم هایش می آید.

- هل من ناصر ینصرنی؟

- می­شنوی ؟ تنها است. منتظرت است  منتظر من، تو؟

 خوب باش تا کوله بارت به دنبال او راه بیافتد.

 

 

[ چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ] [ مریم نیکوحرفیان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب